مولف ناشناخته
ديباچه 65
تاريخ شاهى ( فارسى )
كه علامهء كرمان - بل واسطهء عقد قضاة زمان بود . . . بگرفتند و به زارى زار شهيد كردند ، و ايلچيان و متعلقان امراء و وزراء حضرت را در قبض آوردند » « 1 » . رقابت خراسان و يزد ظاهر آنست كه خود شاه جهان با مخالفان غازان مماشاة داشته و به همين سبب چون الجايتو برادر غازان بر سرير حكومت نشست « شاه جهان از دادن مالو جهات انكار كرد » و بالنتيجه اولجايتو او را خلع كرد و ناصر الدين محمد بن برهان را به حكومت كرمان گماشت ( 707 ه - 1307 م . ) و وزارت او را به صدر الدين حاكم سيرجان سپرد و ناصر الدين بىزحمتى كرمان را تسخير كرد . شاه جهان به درگاه رفت و اقطاعى از فارس به او دادند و تا آخر عمر در آن سامان بود و همانست كه امير مبارز - الدين محمد مظفر ، دختر او را به زنى گرفت . ازين پس اوضاع حكومت كرمان آشفتهتر است ، در 710 ه ( - 1310 م . ) پسر محسن حلبى جوهرى كه يهودى بود - حاكم كرمان شد ، و مردى ظالم بود ، او يك سال محصل بود و بعد فرمان حكومت يافت و آنقدر سختگير بود كه در 715 ه - 1315 م . در محمودآباد گاويارى ، ناصر الدين منشى را مورد مؤاخذه قرار داد كه سخنى ناسزا گفته است ، و « دو هزار دينار جرمانهء گناه ناكرده غرامت سخن ناگفته ازو بستد » « 2 » . اين مرد در 716 ه ( - 1316 م . ) در گذشته است و نعش او را به تبريز بردهاند . حكام متعدد و متوالى پس از او چند صباحى ساداق بيك و بعدا قطب الدين نيكروز فرزند ناصر - الدين برهان به حكومت كرمان منسوب شدند ، و در زمان اين اخير امير تاش پسر امير
--> ( 1 ) - سمط العلى ص 96 ( 2 ) - سمط العلى ص 100 ، و اين همان منشى و مؤلف تاريخ سمط العلى است .